بهترین مطالب درباره ی جنگ نرم!
 
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمام دوستانم که با بازدید از وبلاگم منو قابل دونستن.با کمال افتخار میگم اگه مایلید که منو در بزرگ و زیباتر کردن این وبلاگ یاری کنید تو قسمت"ورود اعضا"ثبت نام کنید و مطالب خودتونو بذارید. با تشکر از همه یاعلی


ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 16419
تعداد مطالب : 35
تعداد نظرات : 4
تعداد آنلاین : 1


سفید کننده و براق کننده دندان وایت لایتام پی تری پلیر آی پد همراه با اسپیکر+صفحه نمایشگر+چراغ قوه+گیره<!--شروع کد تغییر شکل موس --> 
<style>body{cursor: url('http://LoxBlog.Com/fs/mouse/026.ani')}</style>
<!--پایان کد تغییر شکل موس--><!-- شروع کد نظرسنجی -->
<div align=

<-PollName->

<-PollItems->

bia2
وبلاگی برای همه!
پنج شنبه 4 اسفند 1390برچسب:, :: 21:45 ::  نويسنده : mohamadtaher

بسیاري از جدال هاي منطقه اي و بین المللی ایران و آمریکا را باید ناشی از واکنش ایران نسبت به فرایند سلطه جویانه، رهبري گرایانه و
هژمونیک آمریکا در سیاست بین الملل دانست. بر این اساس، آنان از هر گونه ابزار اقتصادي، نظامی و سیاسی خصوصاً اعمال تهدید نرم به
صورت الگوي تقابل استراتژیک براي تحقق اهداف هژمونیک روي گردان نیستند.
چکیده:
الگوي رفتاري ایالات متحده امریکا در ارتباط با سایر کشورها، همواره از منظر دخالت در امور داخلی آن ها و تنظیم رفتار بازیگران سیاسی این
کشورها، در راستاي منافع خود قابل مطالعه است. بر اساس چنین وضعیتی، سردمداران آمریکایی در تلاش اند تا شرایط مبتنی بر تسلط را در
سیاست بین الملل فراهم آورند، در این روند، چالش هاي ناشی از سلطه طلبی استراتژیک به عنوان اصلی ترین تهدید امنیتی محسوب می
شود، بسیاري از جدال هاي منطقه اي و بین المللی ایران و آمریکا را باید ناشی از واکنش جمهوري اسلامی ایران نسبت به فرایند سلطه
جویانه، رهبري  گرایانه و هژمونیک آمریکا در سیاست بین الملل دانست. بر این اساس، آنان از هر گونه ابزار اقتصادي، نظامی و سیاسی
خصوصاً اعمال تهدید نرم به صورت الگوي تقابل استراتژیک براي تحقق اهداف هژمونیک روي گردان نبوده، چنین الگویی را از طریق اعمال و
به کارگیري مولفه هاي قدرت نرم همچون استفاده از سازمان ها و نهادهاي بین المللی جهت محدود سازي فزاینده ، اعمال جنگ روانی رسانه
اي در حوزه هاي مختلف نظیر شبکه هاي تلویزیونی و اینترنت و استفاده از بازیگران غیر دولتی (بنیادهاي آموزشی و تحقیقاتی) جهت ترویج
سکولاریسم فرهنگ آمریکایی و نهایت ا ایجاد نافرمانی مدنی پی گیري می نماید.
مقدمه
در طرح ریزي دفاعی و استراتژیک، الگوهاي رفتاري آمریکا به عنوان تهدیدات امنیت ملی براي کشورمان محسوب می شود. از زمانی که آمریکا
به عنوان یکی از قدرت هاي بزرگ در نظام بین المللی ایفاي نقش نمود، نقش ملی مداخله گر، هژمونیک و امنیت گرا را در ارتباط با
کشورهاي پیرامونی ایفا کرد. یکی از شاخصه هاي قدرت ملی کشورها را می توان میزان تاثیرگذاري ومداخله گرایی در حوزه منطقه اي و بین المللی
دانست ایالات متحده از الگوهاي یاد شده در برخورد با کشورهاي خاورمیانه و هم چنین ایران استفاده نموده است. پس بنابراین، هر گونه پیروي
آمریکا یا سایر قدرت هاي بزرگ از چنین الگوهایی را در سیاست خارجی خود، می توان به عنوان نشانه اي از تهدید امنیتی ملی تلقی نمود. به
دنبال تداوم تضادهاي سیاسی ایران و آمریکا در دوران بعد از انقلاب اسلامی، مقامات آمریکایی به این اعتقاد رسیدند که موج جدید سیاسی
ایران می تواند فضاي ژئوپلتیکی خاور میانه را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس چنین ادراکی، تضادهاي نهفته اندیشه انقلاب علیه ایران را
افزایش داد. شواهد نشان می دهد که حوزه تهدیدات امنیتی به گونه ي مرحله اي در حال گسترش است. در اولین مرحله، تهدیدات آمریکا،
1978 تهدیدات آمریکا ماهیت سیاسی پیدا کرد از - 1953 تداوم یافت و در سالهاي 79 - ماهیت اجتماعی داشت. این روند، طی سالهاي 78
سال 1980 شکل جدیدي از تهدید ظهور یافت که ماهیت امنیتی داشته است. طراحی کودتاي نوژه، حمایت از گروههاي مسلح در حوزه هاي
پیرامونی جغرافیاي سیاسی ایران و در نهایت، سازماندهی کشورهاي عرب محافظه کار در حمایت از عراق براي تهاجم نظامی به ایران را باید در
www.IranMedical.Blogfa.Com : ۴ منبع
زمره تهدیدات امنیتی آمریکا علیه ایران تلقی کرد. به موازات محدودیت هاي سیاسی  امنیتی شکل جدیدي از تهدیدات، نظیر تهدیدات نرم در
قالب عملیات روانی تخریب سازنده و تهدیدات اقتصادي در چارچوب تحریم صنعتی و تکنولوژیک ایران ایجاد شد. تکامل یافته ترین شکل
تهدیدات سیاسی  امنیتی آمریکا ماهیت ایدئولوژیک و استراتژیک پیدا کرده است. از زمانی که رقابت هاي دو قطبی پایان پذیرفت ، آمریکایی ها
عمل نموده و به این ترتیب، تضادهاي امنیتی و سیاسی ایران و آمریکا در فضاي ایدئولوژیک ظاهر شد. « سیاست تقابل دوگانه » در راستاي
1993 در قالب تهدیدات کم شدت و همچنین از سال 1998 به بعد - نشانه هاي چنین تضادهایی متنوع و فراگیر است. این روند طی سالهاي 98
که گروه هاي نو محافظه کار آمریکایی از جایگاه و مطلوبیت بیشتري برخوردار شدند، با اشکال تهدیدات تصاعد یابنده امنیتی  استراتژیک منعکس
گردید . چنین روندي ، مخاطرات و تهدیدات امنیتی فراگیري را براي ساختار دفاعی و امنیتی ایران به وجود می آورد. گسترش نیروهاي نظامی
آمریکا در خلیج فارس و سایر تهدیداتی که در حوزه تهدیدات نرم قرار دارد را می توان در زمره تهدیدات امنیتی ، استراتژیک آمریکا ارزیابی کرد.
چنین تهدیداتی می تواند بر آرامش اجتماعی و امنیت ملی ایران تاثیر گذار باشد. تمامی اسناد دفاعی و امنیتی امریکا بیانگر آن است که آنان
تلاش دارند تا حوزه هاي نفوذ خود را به حوزه هاي سرزمینی کشورهاي خاور میانه از جمله جمهوري اسلامی ایران گسترش دهند. به این ترتیب
هرگونه تحرك نظامی آمریکا می تواند بر اساس ادراك امنیتی آن کشور نسبت به ایران سازماندهی شود. ادراك نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به
ایران نیز نشانه هایی از تهدید را به نمایش می گذارد. استراتژي امنیتی و دفاعی آمریکا براي مقابله با کشورهایی همانند ایران بر مبناي
رهیافت هاي مقابله جویانه سازماندهی شده اند. در این ارتباط می توان نشانه هایی از الگوهاي رفتار ستیزش از جمله تغییر رژیم را مورد ملاحظه
قرار داد. آمریکایی ها چنین الگویی را از طریق ابزارهاي نظامی، اقدامات امنیتی، به کارگیري قدرت نرم ، دیپلماسی عمومی، محدودیت هاي
بین المللی و حتی تحریم هاي اقتصادي به کار گرفته اند. از واقعیات شرایط امروز آن است که اعمال قدرت سخت، ضمن آنکه مقاومت هاي
زیادي را ایجاد می کند، هزینه هاي فراوانی را نیز به دنبال دارد. بنابراین رسیدن به هدف با استفاده از قدرت نرم ( دیپلماسی عمومی ، تاکتیک
هاي جنگ روانی و اعمال فشار از طریق سازمان هاي بین المللی) در دستور کار دولت ها قرار داشته و از اولویت خاصی برخوردار است از
این رو مطابق آن چه گفته شد، اولویت آمریکا در مواجهه با کشورهایی نظیر ایران ،استفاده از قدرت نرم و اعمال تهدیدات نرم خواهد بود.
تعاریف و ویژگی هاي قدرت نرم
قدرت، کلیدي ترین مؤلفه تعیین کننده مناسبات و جایگاه کشورها در عرصه روابط بین الملل می باشد. البته مراد، قدرت همه جانبه است که
شامل ابعاد سخت افزاري و نرم افزاري می باشد. واقعیتهاي جهانی مبین آن است که اغلب کشورها در صددند قدرت سخت را به قدرت
نرم،زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبدیل نمایند. بنابراین مشخص است که حرکت به سوي بعد نرم افزاري قدرت در دستور کار
بیشتر کشورها قرا ردارد. واقعیت هاي کنونی نشان دهنده آن است که تاکید صرف بر قدرت سخت، موفقیت پایداري را در بر نداشته و نخواهد
داشت. به اعتقاد بسیاري از اندیشمندان، قوي ترین کشورها همواره قوي ترین باقی نخواهند ماند مگر آنکه قدرت خود را به حق تبدیل نمایند.
قدرت نرم، قدرت هدایت کردن،جذب کردن و سرمشق بودن است. قدرت نرم یعنی توانایی یک کشور براي جذب سایر کشورها به ایده ها،
قدرت » ارزشها و ایدئولوژي خود یا توانایی یک کشور براي واداشتن سایر کشورها به اینکه آنها نیز مانند او بیندیشند. این قدرت ارتباط تنگاتنگی با
نظیر فرهنگ، ایدئولوژي و... دارد. جهان شمولی فرهنگی یک کشور و توانایی اش براي تعیین هنجارها، قواعد و رژیم ها (به « هاي بی شکل
مثابه عناصر تنظیم کننده رفتار بین المللی آن کشور) از منابع کلیدي قدرت آن کشور به شمار می آید. قدرت نرم ،ظاهري آرام و مخملی و
باطنی استوار آهنی دارد. به بیان دیگر، هر چند قدرت نرم بنا به برخی تقسیم بندي ها در زمره قدرتهاي نامحسوس جاي می گیرد ولی از آنجا که
هدف اصلی آن ، جذب قلوب و اذهان است، بنابراین داراي آثار و تاثیرگذاري بسیار عمیق تر از قدرت سخت است؛ چرا که نگاه ارزش ها،
فهم دیگران، تعریف خود و... با طرف مقابل ( مردم خودي یا ملت / دولت دیگر) سر و کار دارد، قدرت نرم به مثابه گزینه نخست دولتمردان
در پرداختن به امور مختلف بین المللی، می تواند به کشور جهت امکان پذیر شدن استراتژي ملی ،هدایت اشتیاق ملی ،شکل گیري اراده واحد
وتقویت قدرت فرهنگی کمک کند که نتیجه آن توسعه قدرت ملی فراگیر، بهبود وضعیت بین المللی و افزایش نفوذ بین االمللی آن کشور
www.IranMedical.Blogfa.Com : ۵ منبع
واژه اي است که در نظریه روابط بین الملل به منظور توصیف قابلیت یک مجموعه سیاسی نظیر دولت براي نفوذ غیر « قدرت نرم » . است
« جوزف ناي » ، مستقیم بررفتار یا علائق سایر مجموعه هاي سیاسی از طریق ابزارهاي فرهنگی یا ایدئولوژیکی به کار می رود. تئوریسین قدرت نرم
محقق آمریکایی است. وي قدرت نرم را به عنوان بخش مهمی از منابع قدرت ملی آمریکا تلقی و بر ضرورت بهره گیري از آن در سیاست
مطرح و در آثار متعدد بعدي « ماهیت متغیر قدرت امریکا » خارجی امریکا تاکید دارد. او نظریه خود را در این زمینه در سال 1990 در کتابی با عنوان
به تفصیل بیشتري آن را مورد پردازش قرار داد. مفاهیم قدرت سخت و نرم می تواند به عنوان دو قطب از یک زنجیره قدرت مورد توجه قرار
گیرد. آنها همچنین بر وجود ایده ها، فعل و انفعالات و نهادهاي متفاوت براي سیاست خارجی در حوزه هاي سیاست، امنیت و اقتصاد دلالت
تحریم هاي » و « دیپلماسی قهري » ،« مداخله نظامی » دارند. استراتژي معطوف به قدرت سخت به لحاظ آرمانی در راستاي پیشبرد منافع ملی بر
تمرکز کرده اند که به اتخاذ سیاستهاي تقابلی با کشورهاي همسایه منجر می شوند. در مقابل، استراتژي هاي معطوف به قدرت نرم در « اقتصادي
راستاي نیل به راه حلهاي مشترك بر ارزش هاي سیاسی مشترك، ابزارهاي مسالمت آمیز جهت مدیریت مناقشات و همکاري اقتصادي تاکید
دارند. قدرت نرم بر مبناي توانایی شکل دادن به ترجیحات دیگران استوار است، توانایی شکل دهی به ترجیحات و اولویت ها، مقوله هاي
نامحسوس و ناملموس مانند جاذبه هاي شخصیتی، فرهنگی، ارزشها و نهادهاي سیاسی و سیاست هاي جذاب که مشروع و اخلاقی تلقی می
گردند، مرتبط است. به بیان دیگر ، اگر کشوري ارزشهایی را ارائه نماید که دیگران خواهان پیروي از آن باشند براي رهبري نیاز به هزینه کمتري
خواهد داشت. مطابق تعاریف و از این منظر، قدرت نرم متفاوت از نفوذ است. نفوذ می تواند بر قدرت سخت، تهدید یا پاداش مبتنی باشد و
قدرت نرم بیش از آنکه ترغیب یا توانایی به حرکت در آوردن مردم از طریق بحث و استدلال باشد، توانایی جذب کردن است که اغلب به
رضایت منجر می شود. بنابراین ،بر اساس معیارهاي رفتاري، قدرت نرم قدرت جذب کردن است و منابع آن نیز مقوله هایی هستند که چنین
جاذبه هایی را ایجاد می کنند.
قدرت سخت و نرم به یکدیگر مرتبط اند؛ چرا که هر دو جنبه هایی از توانایی دستیابی به اهداف از طریق تحت تاثیر قراردادن رفتار دیگران،
محسوب می شوند. قدرت فرماندهی به معناي توانایی تغییر آنچه دیگران انجام می دهند و بر اجبار یا پاداش مبتنی است. قدرت اقناع سازي
عبارت است از: توانایی شکل دادن به آنچه دیگران می خواهند و می تواند بر جذابیت فرهنگ و ارزشها یا توانایی تنظیم گزینه هاي سیاسی
استوار باشد. انواع رفتارها طیفی از فرماندهی تا اقناع سازي را در بر می گیرد از اجبار گرفته تا پاداشهاي اقتصادي و برنامه ریزي و جذب کردن،
منابع قدرت نرم با طیفی از رفتارهاي متقاعد کننده مرتبط است در حالی که منابع قدرت سخت معمولا با رفتار مبتنی بر فرماندهی همراه است.
در عصر اطلاعات، قدرت از جنس نرم بیش از جنس سخت آن به معناي توانایی نظامی و اقتصادي، متقاعد کننده و جاذبه آفرین است. به
در چنین شرایطی بهره گیري از جریان هاي اطلاعاتی به منظور انتقال ارزش ها و فرهنگ آمریکایی و در نتیجه تامین منافع « جوزف ناي » اعتقاد
ملی این دولت ضروري به نظر می رسد. بر همین اساس، اقدامات و مداخلات بشر دوستانه، اتخاذ مواضع شفاف در برابر نسل کشی مداخله
در جنگ هاي داخلی جهت احقاق حق تعیین باشد. قدرت نرم در عصر اطلاعات از ویژگی مهم دیگري نیز برخوردار است، به این معنا که
محصولی اجتماعی و اقتصادي است و صرفاً نتیجه عملکرد رسمی دولت ها نیست. به عبارت دیگر فعالان فرهنگی می توانند آثار مثبت یا منفی بر
فعالیت دولت جهت نیل به اهداف خود بر جاي گذارند. نتیجه آنکه قدرت نرم صرف اً بر اقدامات دولتی و حکومتی مبتنی نیست.
ویژگی هاي قدرت نرم
قدرت نرم نیز همانند سایر مقولات داراي ویژگی هایی است که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود:
1. سنتی است. قدرت نرم هر کشوري برآمده از یک دوره تاریخی طولانی مدت است. شیوه تفکر مدرن ، ایدئولوژي سنت فرهنگی ، رسوم
www.IranMedical.Blogfa.Com : ۶ منبع
قومی، سیستم اجتماعی، رژیم اقتصادي، شیوه زندگی و... نتایج انباشتی روند تکاملی جوامع بشري اند. در این فرایند هر عنصر قدرت معمولاً تحت
تاثیر سنت فرهنگی بوده و این در حالی است که هر فرهنگ در مسیر خاصی توسعه می یابد. قدرت نرم در این چرخه توسعه می یابد. لذا
مشخص است که قدرت نرم به لحاظ ماهیت تا حد قابل توجهی سنتی است.
2. قابلیت روز آمد شدن دارد. قدرت نرم که یک قدرت غیر قابل لمس است تنها زمانی که همسو با جریان اصلی زمانه باشد، توسعه خواهد
یافت ،به خصوص در جامعه مدرن، قدرت رابطه نزدیکی با پیشرفت فناورانه و عملی جامعه اطلاعاتی و اقتصاد دانش پایه دارد. قدرت نرم یا
مطرح شدن ابزار و شیوه هاي گوناگون در جامعه بین المللی و ظهور فناوري اطلاعات و رسانه هاي جمعی به یک ابزار پر نفوذ و پویا تبدیل شده
است. بنابراین جوهره قدرت نرم به گونه اي است که قابلیت انطباق با شرایط و ساز و کارهاي نوین را داشته و به واسطه استفاده از
فناوري هاي جدید می تواند ضریب دستیابی به اهداف را افزایش دهد.
3. گسترده می باشد. قدرت نرم توانایی زیادي براي رقابت و گسترش دارد. با وقوع انقلاب اطلاعاتی و پیوند خوردن قدرت نرم با آن ،قدرت
نرم محدودیت هاي ناشی از مرزهاي جغرافیایی، قومیت ها ، زمان و فضا را پشت سر گذاشته و لذا داراي دامنه اثر گذاري بسیار گسترده اي
شده است از سوي دیگر در جامعه بین الملل، زمانی که طیفی از قدرت هاي نرم با یکدیگر تعامل می یابند ، رقابت، اجتناب ناپذیر بوده و
اختلاف و منازعه ایجاد می شود که برآیند آن پیشرفت و بهبود قدرت نرم است.این قدرتهاي نرم بعد از تعامل با یکدیگر به یک هویت جمعی
تبدیل می شوند.
4. قابل تغییر هستند. قدرت نرم یک موجودیت ایستا نبوده بلکه یک فرایند پویاست ، قدرت نرم یک سیستم تغییر پذیر بزرگ است که شکل
گیري و تغییر آن به حرکت دیالکتیکی عناصر گوناگون آن بستگی دارد. استراتژي ملی، اخلاق ملی، قدرت دیپلماتیک، قدرت آموزشی و فرهنگی،
کیفیت حکومت بر خلاف ملیت به زمان کوتاه تري جهت صورت بندي و توسعه نیاز دارد. بنابراین عدم قطعیت و تغییر پذیري آن ها بیشتر
است.
5. وابسته است. از ویژگی هاي اساسی قدرت نرم وابستگی آن به قدرت سخت است. از این رو کشورها براي رسیدن به یک قدرت ملی
فراگیر باید هم زمان که در جهت افزایش توان مادي خود اقدام می نمایند، در راستاي ارتقا سطح قدرت نرم خود نیز فعالیت کنند؛ چرا که اگر
نسبت به کسب قدرت نرم بی توجهی یا صرفنظر شود، حفظ توسعه پایدار با اتکا صرف به قدرت سخت بسیار دشوار خواهد بود.
شاخص بندي تهدیدات نرم ایالات متحده
تغییر در ساختار نظام بین الملل و نیز وقوع انقلاب اطلاعاتی در عرصه امنیت جهانی منجر به شکل گیري شرایط غیر قابل پیش بینی گردیده
است. شواهد نشان می دهد که فضاي امنیت منطقه اي و جهانی بر اساس الگوهاي کلاسیک شکل نمی گیرد. بلکه نشانه هاي جدید و متنوعی از
تهدیدات وجوددارد که عامل ایجاد مخاطره امنیتی ، بازدارندگی و همچنین تهدیدات نرم در برابر منافع راهبردي جمهوري اسلامی ایران خواهد بود.
1
سپتامبر و پیامدهاي آن که محیط بین المللی را دستخوش دگرگونی هاي اساسی نموده و نقطه عطفی در نظام به باور بسیاري از صاحب نظران، بین الملل تلقی می شود، و از سوي دیگر بر سر کار آمدن نخبگانی در ایالات متحده که تفکر ویژه اي از قدرت و امنیت را در ادبیات روابط
بین الملل ترویج می دادند، فرصت هاي مناسبی را فرا روي امنیت ملی جمهوري اسلامی ایران قرار داد که سرنگونی رژیم طالبان و رژیم
تهدید بودگی » بعثی صدام دو نمونه از برجسته ترین این فرصت ها می باشد، ولی در شرایط کنونی با استفاده از شیوه نشانه شناسی می توان اجزا
www.IranMedical.Blogfa.Com : ٧ منبع
وضعیت فعلی را تشخیص داد. در این رابطه می توان به استقرار نیروهاي آمریکایی در بیشتر کشورهاي پیرامونی ایران، حضور نیروهاي ناتو در «
محیط امنیتی کشور، سیاسی نمودن پرونده هسته اي کشور در شوراي امنیت، تهدیدات مکرر از سوي امریکا ،ناتو ورژیم صهیونیستی، تحریکات منطقه
اي ( تهاجم و فشار به حزب الله و حماس) ترویج ایران هراسی بین دولت هاي منطقه ،تحریک قومیت هاي کشور و... اشاره کرد. بنابراین نوع
سیاست هاي کاخ سفید علیه جمهوري اسلامی ایران به منزله یک تهدید قابل ارزیابی است ؛ تهدیدي که تصاعد و تنزل آن ربط وثیقی به نوع
کنش ها و واکنش هاي طرف هاي این مواجهه دارد و بی شک متغیر تعیین کننده این کنش  واکنش ،سطح توان مندي است. ولی این توان
داراي دو بعد سخت افزاري و نرم افزاري است. یکی از ابعاد جنبه نرم افزاري توان ملی که مکمل جنبه سخت افزاري، قدرت می باشد،
شناخت الگوي رفتاري حریف است.
این الگوها که مبتنی بر تاکتیک هاي عملیات جنگ روانی و بهره گیري از سازمان هاي بین المللی نظیر سازمان انرژي اتمی و شوراي امنیت
سازمان ملل است، به دنبال ایجاد محدودیت فزاینده در روند پیشرفت و دسترسی ایران به تکنولوژي هاي برتر صورت می گیرد.
محدود سازي ایران از طریق نهادهاي بین المللی
مطابق الگوهاي برخاسته از یک ساختار هژمونیک ، بهره گیري از هر گونه ابزار جهت رسیدن به اهداف سیاست خارجی و حداکثر سازي امنیت در
جهان هرج و مرج گونه مشروعیت می یابد؛ الگویی که در سال هاي نه چندان دور با شکل گیري سازمان ملل براي ایالات متحده عینیت یافت
و در دوران رجعت تاریخی نمود عینی و الزامی می یابد.
ایالات متحده به عنوان یکی از بنیان گذاران سازمان ملل متحد و بسیاري از نهادهاي بین المللی تاثیرگذار دیگر نظیر سازمان بین المللی انرژي
نقش پر رنگ تري در اداره نظم بین المللی بازي می کند. بدین روي این نهادها و سازمان هاي بین (wto) اتمی و سازمان تجارت جهان
المللی همکاري ساز در بیشتر مواقع در جهت منافع ملی ایالات متحده به عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا عمل می نمایند. در واقع بستر ساز
چنین حمایتی قدرت اقتصادي - سیاسی و اجماع دهی این کشور در حیطه بین المللی است به طوري که این کشور با تامین 25 درصد از بودجه
سازمان ملل، نقش بسیار موثري در جهت دهی به سیاست ها بازي می کند و در دیگر سو ،کشورهاي عضو سازمان تجارت جهانی به دلیل حجم
بالاي قدرت اقتصادي و نفوذ دلار آمریکا در پهنه اقتصادي توان تصمیم گیري بدون توجه به رویکردهاي سیاسی  اقتصادي آمریکا را ندارند.
ایالات متحده با پیاده سازي نظام اقتصادي لیبرال امریکایی در فضاي اقتصادي جهان، بازوي کنترل نظم اقتصادي را در دستان خود گرفته است. در
فضایی متفاوت، هر چند رژیم کنترل تسلیحات با همکاري قدرتهاي بزرگ شکل گرفته ولیکن تفکرات حقوق ناشی از برآیندهاي سیاست خارجی
ایالات متحده در دهه هاي گذشته، نظام کنترل تسلیحات هسته اي و به دنبال آن سازمان بین المللی انرژي اتمی را در جهت هم سویی با
سیاست خارجی آمریکا سوق داده است. از این رو، نو محافظه کاران به عنوان سیاستگذاران خارجی دوره صلح آمریکایی با رویکردي استراتژیک به
نهادهاي بین المللی همچون سازمان ملل متحد، خصوصاً شوراي امنیت، سازمان انرژي اتمی ، سازمان تجارت جهانی و هنجارهاي بین المللی
نظیر حقوق بشر نگریسته و آن ها را بازوي اجرایی سیاست خارجی امریکا در پهنه نظام بین الملل کرده است. نو محافظه کاران در جهت تهدید
ایران، اولین خاکریز را آژانس بین المللی انرژي اتمی می دانند و در این میان بازرسان آژانس به عنوان سربازان و نیروهاي پیاده نظام در
قالب رفتار استراتژیک آمریکا ایفاي نقش می کنند. آنان چنین می اندیشند که مجري قواعد بین المللی اند و از سوي دیگر داراي اخلاق سازمانی
خاص و نظم رفتاري ویژه اي هستند که اقدامات سازمانی خود را به عنوان تلاشی براي گسترش صلح تلقی می کنند. در این شرایط می توان
نشانه هایی از اقدامات اولیه آژانس و همچنین کارگزاران آن را مورد توجه قرار داد. آژانس تلاش کرد تا روندهایی را پیگیري کند که منجر به
ایجاد صلح از طریق گسترش فعالیت نهادهاي بین المللی شود. این امر را می توان به عنوان بستري براي حداکثر سازي روابط کنترل شده بین
www.IranMedical.Blogfa.Com : ٨ منبع
المللی در حوزه هاي امنیتی دانست. تاکنون ایالات متحده تلاش داشته به نتایج و مطلوبیت هاي موثري در مورد متقاعد سازي ایران به انجام
همکاریهاي بین المللی دست یابد. با توجه به این امر، واضح است که نهادهاي بین المللی می توانند بازدارندگی لازم را به وجود آورند. الگوي
رفتار قانونمند مبتنی بر جلوه هایی از همکاري سازمان یافته ایران با کشورهاي شوراي حکام در آژانس بین المللی انرژي اتمی شکل گرفته
است. این رفتار می تواند نشانه هایی از شفاف سازي و اعتماد سازي ایران را به نمایش گذارد. روند یاد شده تاکنون با نشانه هایی از گسترش
محدودیت ها و فشارها همراه بوده است. مفهوم چنین اقداماتی آن است که آژانس بین المللی انرژي اتمی به عنوان بازیگر اصلی در حوزه
امنیت بین المللی محسوب نمی شود؛ بلکه بازیگران قدرتمند از چنین ابزارهایی در جهت تحقق اهداف امنیتی و استراتژیک خود بهره می گیرند.
با عدم موفقیت ایالات متحده در اعمال فشار فزاینده جهت متوقف سازي فعالیتهاي صلح آمیز هسته اي جمهوري اسلامی ایران، نومحافظه
کاران خاکریز دوم تهدید را معین کردند و با کشاندن پرونده هسته اي ایران به شوراي امنیت سعی در محدود سازي ایران داشتند. حال شوراي
امنیت ابزار دیگري است که دیگر ساز و کار امنیتی جامعه بین الملل محسوب نمی شود بلکه بازوي قدرتمند اعمال سیاست هژمونی تهاجمی
آمریکا در چارچوب ساختار هژمونیک است.
بر اساس چنین نگرشی، محدودیتهاي همه جانبه آمریکا علیه کشورهایی اعمال می گردد که در روند قدرت سازي قرار گرفته اند. آنچه که در
قطعنامه هاي 1696 و همچنین 1737 در ارتباط با ایران و در شوراي امنیت سازمان ملل به تصویب رسیده است را می توان انعکاس راهبرد
استراتژیک آمریکا براي محدود سازي ایران در جهت دستیابی به قدرت منطقه اي تلقی کرد.
عرصه روابط بین الملل، به شدت، تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی قرار دارد. از این رو، کسب وجهه و اعتبار بین المللی و نفوذ در افکار
عمومی و به عبارتی، دسترسی به قدرت نرم، از جمله اهداف مهم و در عین حال، تصریح نشده دیپلماسی کشورها در حوزه سیاست بین الملل
است.
www.IranMedical.Blogfa.Com : ٩ منبع
چکیده:
از فرهنگ در قاموس و عرف سیاست بین الملل به عنوان قدرت نرم یاد می شود؛ چرا که قدرت نرم، توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران
است و جنس آن از نوع اقناع است. به نحوي که امروزه این قرائت از قدرت در مقابل قدرت سخت (قدرت نظامی و تسلیحاتی) که توأم با
اجبار و خشونت است به کار می رود. اخیراً عرصه روابط بین الملل، به شدت، تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی قرار دارد. از این رو، کسب
وجهه و اعتبار بین المللی و نفوذ در افکار عمومی و به عبارتی، دسترسی به قدرت نرم، از جمله اهداف مهم و در عین حال، تصریح نشده
دیپلماسی کشورها در حوزه سیاست بین الملل است که این مهم، به تناسب موقعیت، جایگاه، امکانات، فرصت ها و ظرفیت هاي فرهنگی هر
کشور به شیوه ها و مکانیسم هاي مختلف تعقیب می گردد. از سویی، قدرت یابی و کسب و تولید قدرت در دنیاي جدید در مقایسه با گذشته از
الگوهاي متفاوتی پیروي می کند و به نوعی، متغیرهاي جدیدي را جهت تولید، و اعمال قدرت و نیز تحلیل مسائل بین المللی، وارد حوزه روابط
بین الملل نموده است. از این رو، این مقاله در صدد بررسی جایگاه و نقش قدرت فرهنگی در سیاست خارجی کشورها و تأثیر آن بر روند
تحولات جهانی، به ویژه پس از حادثه یازده سپتامبر است.
مقدمه
تحولات دهه هاي اخیر در حوزه روابط بین الملل، حاکی از اهمیت مقوله فرهنگ در دست یابی به اهداف و بهبود روابط میان دولت ها است؛ به
نحوي که امروزه شاهد ظهور و تشکیل اتحادیه هاي فرهنگی در عرصه جهانی بوده تا از این طریق، زمینه تنازعات و چالش هاي بین المللی، برطرف
و موجب هم گرایی دولت ها و ملت ها گردد. از این رو کسب وجهه و اعتبار بین المللی و نفوذ در افکار عمومی و یا به تعبیري، دسترسی به
قدرت نرم از جمله اهداف مهم و در عین حال تصریح نشده دیپلماسی کشورها در حوزه سیاست بین الملل است که این مهم به تناسب
موقعیت، جایگاه، امکانات، فرصت ها و ظرفیت هاي فرهنگی هر کشور به شیوه ها و مکانیسم هاي مختلف، تعقیب می گردد. چه زبان، فرهنگ زبان
ملایمی است که می تواند زمینه ساز و حامی روابط رسمی میان دولت ها و نیز مانع بروز بحران هاي خشونت بار در عرصه روابط بین الملل گردد.
از این رو دولت ها درصدد تحکیم بنیان هاي معرفتی فرهنگ خود و تعمیم ارزش ها، دانش ها و نگرش هاي تولید شده به فراسوي مرزهاي
جغرافیایی خود می باشند، تا یکی از ابزارهاي اعمال قدرت را در کنار قدرت سیاسی و نظامی (قدرت سخت) همراه خود نموده و با استعانت از
مکانیسم اقناع فرهنگی به جاي کاربرد زور، اذهان و افکار عمومی جهانیان را در راستاي منافع و اهداف خود هم سو نمایند.
از سویی فرهنگ به عنوان موتور محرکه توسعه، زمینه ساز حرکت جوامع و الگوهاي رفتار سیاسی، اجتماعی و اقتصادي است که با فروکش کردن
چالش هاي ایدئولوژیکی، نقش آن به عنوان پارادایم جاي گزین به تدریج، اهمیت یافته است. از این رو نظریه هاي فرهنگی گوناگونی با هدف
توضیح و تفسیر جایگاه فرهنگ در سیاست داخلی و خارجی و نیز در سطوح جهانی ظهور نمودند. پیش فرض اساسی نظریه هاي فرهنگی، آن است
که رفتار و کنش هاي انسان در زندگی فعال و پویاي اجتماعی و برقراري رابطه با دیگران، متأثر از الگوهاي روابط اجتماعی و گرایش هاي فرهنگی
است. این نظریه ها به دنبال شناخت زمینه ها، فرایند شکل گیري و بروز الگوهاي رفتاري، ارزش ها و اعتقادات ما در زندگی اجتماعی هستند؛
بنابراین معتقدند که از این طریق می توان رفتار سیاسی انسان را شناخت.
این نوع نگرش به سیاست (سیاست فرهنگی) استلزامات نظري و عملی خاصی به همراه دارد: از جمله موجب می گردد که تعریف سیاست، نه
منحصر در سطح و محدوده پدیده اي به نام دولت، بلکه به مثابه پدیده اي در همه روابط، جلوه ها و نهادهاي اجتماعی تعریف شود. هم چنین تلقی
سیاست به عنوان یک حساسیت فرهنگی تا یک فعالیت نهادمند، و باور به این که هر چیزي، فرهنگی است؛ بنابراین همواره، نظم اجتماعی از
طریق فرهنگ ساخته می شود، مورد مخالفت قرار می گیرد و باز تولید می شود. بر این اساس، چهره زمخت سیاست و قدرت، به وسیله ابزارها و
روش هاي فرهنگی، تلطیف می شود و زیرساخت هاي فرهنگی، موجب سامان دادن به فعالیت هاي سیاسی در سطح سیاست داخلی و سیاست
www.IranMedical.Blogfa.Com : ١٠ منبع
جهانی می گردد.
در دوره معاصر، نظریه پردازي و تحلیل انتقادي درباره فرهنگ، تمدن و فرآورده هاي فرهنگی آن، از چشم اندازهاي گوناگون، ادبیات گسترده اي را
به وجود آورده است که عواملی چون: مهاجرت هاي گسترده و ارتباطات فرهنگی، آمیختگی فرهنگ با سیاست، اقتصاد، گسترش شبکه هاي
ماهواره اي و ارتباطی با نقش رسانه ها در ترویج فرآورده هاي فرهنگی و ظهور اشکال مختلف فرهنگ، ضرورت مطالعات فرهنگی را مضاعف
نمود؛ تا جایی که گسترش موج جهانی شدن فرهنگ، مقاومت هایی را از سوي خرده فرهنگ ها به همراه داشت. این مهم، موجب شد رابطه
میان فرهنگ و حوزه هاي مختلف، از جمله قدرت و سیاست، در سطح بین المللی هویدا شده و در کانون توجه محققان روابط بین الملل و
سیاست بین الملل قرار گیرد.
آن چه اهمیت موضوع را مضاعف می کند، طرح برخی نظریه ها و مکاتب فکري جدید و تأثیر آن بر سیاست جهانی است. از جمله، نظریه برخورد
تمدن ها، گفت گوي تمدن ها، سیالیت فرهنگی و نگرش پست مدرنیستی به مقوله هویت و فرهنگ است که هر کدام به نحوي با توجه به
چهارچوب معرفتی خود چهارچوب کنشی خاصی را توصیه می کند. با این حال، بسیاري از کشورها اهمیت و استفاده از این نوع قدرت نرم را در
سیاست خارجی خود، یا به طور کلی مورد غفلت قرار داده یا این که صرفاً در ساحت اندیشه و نظر، باقی مانده و یا به صورت جدي، استفاده
نگردیده است. از این رو، پرسش اساسی، این است که:
جایگاه و نقش فرهنگ (قدرت نرم) در سیاست خارجی چیست و چه تأثیري بر روند تحولات جهانی دارد؟
در پاسخ به آن، فرضیه اي این گونه، مطرح می شود که (تلاش در تولید، تأمین و اقناع ارزش ها، ایستارها و طرز تلقی هاي مشترك، موجب
کسب قدرت فرهنگی و در نتیجه، موجب تسهیل در دست یابی به اهداف و منافع ملی کشورها و نیز موجب ارتقاء و کارآمدي سیاست خارجی
کشورها و از سویی کاربرد قدرت فرهنگی، موجب شکل گیري فرهنگ مقاومت در عرصه سیاست جهانی میگردد). جهت آزمون فرضیه ابتدا برخی
از مفاهیم کلیدي، تعریف و به عوامل تشکیل دهنده قدرت نرم اشاره می گردد. سپس چگونگی و تأثیر آن بر سیاست خارجی، مورد بررسی قرار
می گیرد. در ادامه، کوشش می شود جایگاه و نقش قدرت فرهنگی بر روند تحولات جهانی و پی آمدهاي معطوف به آن به ویژه پس از حادثه یازده
سپتامبر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
مفهوم فرهنگ
فرهنگ از جمله واژگانی است که به دلیل تنوع و تکثر نگرش و رویکردهاي معطوف به آن داراي تعاریف زیادي است. هر کس با توجه به
نگرش خود به موضوع، تعریف خاصی ارائه نموده است. از این رو، جهت رفع این آشفتگی در مفهوم، به برخی از تعاریف اشاره می گردد. برخی
معتقدند فرهنگ، مجموعه سازمان یافته اي از هنجارها، ارزش ها و قواعد است. سر ادوارد تایلر معتقد است: فرهنگ، عبارت از مجموعه
دانش ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و هر گونه توانایی و عادت دیگري که به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه، اکتساب شود.
فرهنگ در معانی وسیع تر شامل همه فرآورده ها و تولیدات انسانی است که در مقابل فرایندها و تولیدات طبیعت قرار می گیرد. برخی دیگر از
فرهنگ شناسان و تمدن شناسان، دو واژه فرهنگ و تمدن را یکی تلقی نموده، در حالی که برخی دیگر، این دو را جدا می کنند. هم چنین تعریف
ریموند ویلیامز از فرهنگ نیز قابل توجه است. به نظر وي، فرهنگ را به عنوان "فرایند عمومی تکامل و توسعه فکري، معنوي و زیباشناختی و
به عنوان شیوه خاص زندگی مردمی خاص یا دورانی خاص " تعریف می شود و یا به طور کلی به عنوان فرآورده هاي فعالیت فکري و هنري
تعریف می گردد که به نظر می رسد این تعریف، شامل کل فلسفه، اندیشه، هنر و خلاقیت فکري یک عصر یا کشور و هم چنین آداب، عادات و
رسوم و مناسک اقوام و ادبیات و هنرهاي مختلف می شود. بنابراین آن چه از مفهوم فرهنگ در این تحقیق، مدنظر است، تعریف خاصی از
فرهنگ است که شامل بخش نرم افزاري یک تمدن می شود که مجموعه دانش ها، اعتقادات، ارزش ها، هنجارها، طرز تلقی ها، آداب و رسوم
که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه توسط انسان اکتساب می شود را در بر می گیرد.
www.IranMedical.Blogfa.Com : ١١ منبع
قدرت نرم
اساساً از واژه فرهنگ در قاموس و عرف سیاست بین الملل به عنوان قدرت نرم یاد می شود و آن چه از محتواي کلمات متفکران و
اندیشمندان در توضیح واژه قدرت نرم، بر می آید این است که قدرت نرم، محصول و برآیند تصویر سازي مثبت، ارائه چهره موجه از خود،
کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و جهانی، قدرت تأثیر گذاري غیر مستقیم توأم با رضایت بردیگران و ... می باشد. به طوري که امروزه، این
قرائت از قدرت در مقابل قدرت سخت، قدرت نظامی و تسلیحاتی که به نحوي توأم با اجبار و خشونت هاي فیزیکی است به کار می رود.
بنابراین می توان گفت: قدرت نرم، توانایی شکل دهی به ترجیهات دیگران است و جنس آن از نوع اقناع است؛ در حالی که چهره زمخت و
سخت قدرت از نوع وادار و اجبار کردن است. جوزف ناي از پیشگامان طرح قدرت نرم، در کتاب "کاربرد قدرت نرم " بر این عقیده است
که: قدرت نرم، توجه ویژه اي به اشغال فضاي ذهنی کشور دیگر از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی، یک کشور به قدرت نرم دست می یابد که
بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه اي ترسیم کند که از آنها امتیاز
گیرد.
هم چنین قدرت نرم، مباحث عقلانی و ارزش هاي عمومی را شامل می شود و هدف آن، افکار عمومی خارج و سپس داخل است. از این رو
می توان گفت: قدرت نرم، رفتار توأم با جذابیت قابل رؤیت، اما غیر محسوس است. چه در قدرت نرم و یا قدرت فرهنگی، بر روي
ذهنیت ها سرمایه گذاري می شود و از جذابیت براي ایجاد اشتراك بین ارزش ها و همه خواست ها سود می جوید. از این چشم انداز، قدرت نرم به
آن دسته از قابلیت ها و توانایی ها گفته می شود که با به کارگیري ابزارهایی چون فرهنگ آرمان و یا ارزش هاي اخلاقی، به صورت غیر مستقیم
بر منابع یا رفتارهاي دیگر کشورها اثر می گذارد. بنابراین به نظر ناي، "قدرت نرم (قدرت فرهنگی) زمانی اعمال می شود که یک کشور، سایر
کشورها را وا دارد چیزي را بخواهند که خود می خواهد ". توانایی تأثیرگذاري به آن چه دیگر کشورها می خواهند، با منابع نامحسوس مثل فرهنگ،
ایدئولوژي و نهادها ارتباط دارد.
عوامل ایجاد قدرت فرهنگی (قدرت نرم)
برخی از عواملی که تولید کننده و یا تقویت کننده قدرت نرم هستند عبارتند از: ترویج زبان و ادبیات، تبلیغ آرمان ها و ارزش هاي متعالی،
موقعیت ایدئولوژیکی، ارتباط دیپلماتیک مناسب و گسترده، مناسبات و مبادلات فرهنگی، ارائه تصویر مطلوب از خود، بهره گیري مناسب از
اطلاعات و فرهنگ در راستاي مقاصد دیپلماتیک، طراحی و اتخاذ استراتژي ها و سیاست هاي مقبول، زدودن ذهنیت هاي تاریخی منفی، کسب
جایگاه علمی پیشرفته و فن آوري هاي تکنولوژیکی، توان مندي اقتصادي بالا، قدرت شکل دهی و کنترل افکار عمومی، قدرت نفوذ در باورها و
نگرش ها، برخورداري از شبکه هاي خبري جهان گستر و قدرت تولید و توزیع محصولات رسانه اي متنوع به کشورها و نفوذ در رسانه هاي بین المللی.
هم چنین برخورد مناسب و اتحاد مواضع مقبول در برخورد با بحران هاي بین المللی، ارائه خدمات بشر دوستانه، رعایت استانداردهاي حقوق بشر،
حمایت از جنبش هاي سبز و محیط زیست، مشارکت در جنبش هاي صلح طلب و نیروهاي حافظ صلح، تشکیل انجمن هاي دوستی با کشورهاي
مختلف، حضور گسترده در جوامع فرهنگی و رایزنی هاي فرهنگی در سطح وسیع در ایجاد و تقویت قدرت فرهنگی مؤثرند. برخی از نویسندگان حوزه
روابط بین الملل، عوامل مؤثر دیگري را در تولید و تقویت قدرت نرم و سخت ذکر نموده اند که عبارتند از: وضعیت جغرافیایی (آب و هوا،
وسعت خاك، موقعیت ژئوپولیتیکی، جمعیت و نیروي انسانی)، ظرفیت صنعتی، ارتباطات، استعدادهاي علمی، اختراعات، ابتکارات، سازمان
اداري و دولتی، ایدئولوژي و اخلاق اجتماعی، اطلاعات و سطح آگاهی، خرد رهبري و روحیه ملی.
در مجموع می توان گفت از جمله ممیزات قدرت نرم، مردمی بودن و غیر رسمی بودن آن است. به عبارت دیگر، قدرت نرم، زمانی می تواند
تولید گفتمان سازگاري با افکار عمومی نماید که مستلزم قدرت سخت نباشد و بتواند به دور از محدودیت ها و امر و نهی هاي قدرت سخت، در
شرایط و فضاي آزاد، تولید گفتمان محلی، منطقه اي و فراملی نماید و با سهولت، پیام خود را به افکار عمومی جهانیان برساند. نکته قابل توجه،
www.IranMedical.Blogfa.Com : ١٢ منبع
آن است که قدرتی که از این طریق حاصل می شود را نباید با عوام گرایی و تولید عوامانه گفتمان، اشتباه گرفت، بلکه قدرت نرم (قدرت
فرهنگی) به معناي تخصصی کردن، علمی کردن و عقلانی نمودن حوزه قدرت در همه عرصه هاست.
رابطه فرهنگ و سیاست در عرصه نظام بین الملل
رابطه فرهنگ با سیاست، مدت ها مورد غفلت واقع شده بود تا این که نخستین بار "ایوشومی "، جامعه شناس فرانسوي اعلام کرد که فرهنگ،
یک بعد سیاسی نیز دارد؛ زیرا فرهنگ، خود را در پشت تمام کنش هاي فردي و اجتماعی، پنهان نموده و همان گونه که بر رفتار اجتماعی، اثر
می گذارد بر رفتار سیاسی هم، تأثیرات مهمی را بر جا می گذارد. با این حال، سال ها طول کشید تا چگونگی رابطه سیاست و فرهنگ و تأثیر و تأثر
آنها بر یک دیگر در حوزه روابط بین الملل طرح شود و تنها در دهه هاي هفتاد و هشتاد قرن بیستم میلادي بود که نظر عده اي از متخصصین روابط
بین الملل به این نکته مهم معطوف گردید که اساساً فرهنگ بر روي رفتار و کنش ها در سیاست خارجی و رفتارهاي بین المللی کشورها در عرصه
سیاست جهانی اثر می گذارد. این مسئله موجب شد شاخه اي از دانش با عنوان "جامعه شناسی روابط بین الملل " شکل گیرد تا تأثیر فرهنگ و
سیاست را در رفتارهاي سیاسی در عرصه روابط بین الملل و سیاست جهانی مورد مطالعه قرار دهد. از این رو محققانی چون ریمون آرون،
مارسل مرل، استانلی هافمن و... تلاش نمودند تا فرضیاتی پیرامون تأثیر خلق و خوي ملت ها و نقش هنجارها و ارزش هاي ملی و فرهنگی را
مطرح و مورد بررسی قرار دهند. و به تدریج، این موضوع در بین محققان روابط بین الملل با استقبال مواجه شد.
برخی از محققان حوزه فرهنگ بر این باورند که تأثیر فرهنگ و خلق و خوي اقوام و ملت ها و هم چنین نحوه اثرگذاري فرهنگ ملی، نه تنها بر
سیاست خارجی و رفتار بین المللی، بلکه بر نحوه جنگ و دفاع هم تأثیرگذار است. این نظریه ها به این نتیجه می رسند که همه ملت ها حتی در
جنگیدن نیز فرهنگ و سبک و سیاق خاص خود را دارند. یعنی در نحوه جنگیدن، در چگونگی تدوین یک استراتژي، روش خاص هر قوم و هر ملتی
با فرهنگ دیگر متفاوت است. استانلی هافمن نیز معتقد است که فرهنگ و خلق و خوي هر ملتی بر رفتار سیاسی آنها در عرصه سیاست
جهانی، تأثیر گذار است. وي این دیدگاه را با مثالی از رفتار سیاسی امریکایی ها در عرصه سیاست جهانی، تعقیب می کند، وي بر این عقیده است
که علت اصلی دخالت امریکایی ها در مسائل جهانی، ریشه اي فرهنگی دارد؛ زیرا امریکایی ها در مسائل جهانی، مسئولیتی را بر دوش خود احساس
می کنند. آنها خود را روي یک جزیره اي می بینند که هیچ خطري متوجه آنها نیست و در اطراف آنها انسان هایی در حال غرق شدن هستند. که
دست نیاز به جانب آنها دراز کرده اند. بنابراین، مداخله امریکایی ها نه از روي خبث طینت، بلکه جزئی از فرهنگ سیاسی آنهاست. آنها وظیفه
اخلاقی خود می دانند که در مسائل سیاسی جهان شرکت کنند و این دخالت را لطفی به حال ملت هاي جهان تلقی می کنند. بنابراین، امروزه
می بینیم که فرهنگ، توجه اهل سیاست را به خود جلب نموده است. این امر نه به این معناست که سیاست مداران، همیشه اهل فرهنگ اند.
بلکه به این معناست که فرهنگ هم به عنوان ابزار سیاست، شناخته شده و هم به عنوان یک امر مطلوب اجتماعی که وظیفه دولت، ترویج و
ارتقاي آن است.
سلطه رویکردهاي رئالیستی بر مطالعات سیاست بین الملل و تأکید آن بر واقعیت هاي بیرونی، مانع از مطالعات عمیق تر موضوعات و مسائل
جهانی شده است. تحت این شرایط، حوزه فرهنگ و هویت که به لایه هاي درونی و عمیق معرفتی می پردازد مورد بی مهري قرار گرفته است؛
زیرا عمده مسائل سیاست جهانی در چهارچوب علائق اقتصادي، سیاسی و امنیتی، تبیین، تشریح و تفسیر می شود، ولی در اکثر مواقع،
برداشت ها، شناخت ها و ارزیابی ها که به صورت هاي ملموس اقتصادي، سیاسی و امنیتی تجلی می یابند از یک سلسله ارزش ها و هنجارها و
اعتقادات، نشأت می گیرند که به نظر می رسد در فرایند نظریه پردازي و تحلیل مسائل جهانی، توجه اندکی با ابعاد هویتی و فرهنگی شده و در
نتیجه، ابعاد فرهنگی و هنجاري الگوهاي رفتاري بازیگران مورد غفلت واقع شده است. از این جهت به نظر می رسد تا زمانی که هنجارهاي عام،
جاي گزین نگاه هاي خاص گرایانه فرهنگی نگردیده اند، الگوي انتخاب منطقی دیپلماسی می تواند پوششی براي تعارضات هنجاري و ارزشی در
سیاست بین الملل به شمار رود. حال، برخی از نظریه هاي جدید، مقوله فرهنگ را در کانون توجه خود قرار داده اند که در این صورت در می یابیم
فرهنگ، نه تنها بخش فراموش شده روابط بین الملل نمی باشد، بلکه اصولاً بدون توجه به زیر ساخت هاي فرهنگی و عناصري هم چون ارزشی،
www.IranMedical.Blogfa.Com : ١٣ منبع
هنجاري، اسطوره اي و ایدئولوژیک نمی توان مبادرت به ارائه نظریه نمود. بر این اساس، در اکثر موارد، نظریه پردازان بدون آن که ذکري از
ایدئولوژي ها و فرهنگ خاص به عمل آورند عملاً و به صورت ناخودآگاه بر مبناي این متغیر، سیاست جهانی را تبیین و تفسیر می کنند.
فرهنگ و رفتار سیاست خارجی
اساساً فرهنگ به عنوان مجموعه اي از هنجارها، ارزش ها، آداب و رسوم، اخلاقیات و اعتقادات از طریق جامعه پذیري، از نسلی به نسل دیگر
منتقل می شود. مطالعات در حوزه فرهنگ سیاسی، حاکی از تأثیر پذیري فرهنگ از سیاست و بالعکس است.
این مطالعات در مرحله بعد به تجزیه و تحلیل رابطه میان فرهنگ و سیاست خارجی می پردازند. براي نمونه، محققانی چون "گابریل آلموند " و
"سیدنی وربا "، فرهنگ سیاسی را به صورت توزیع خاص الگوهاي جهت گیري به سوي موضوعات سیاسی در میان اعضاي یک جامعه، تعریف
کرده اند. در این جا موضوعات سیاسی می تواند شامل نهادها، ساختارها و نیز نقش ها و رفتارهاي سیاسی شود. تحت این شرایط، در حالی که کمتر
به موضوع همگونی و یکنواختی جهت گیري ها عنایت می شود، عملاً بیشتر توجهات معطوف به انعکاس سنت ها، ارزش ها، اخلاقیات، آداب و
رسوم و اعتقادات فرهنگی در سیاست خارجی است.
رابطه میان متغیرها و انگاره هاي فرهنگی و سیاست خارجی را می توان از سه طریق، مورد مطالعه قرار داد. نخست، شامل اعتقادات و
اسطوره هایی می شود که به تجربه هاي تاریخی مردم یک کشور و رهبرانش و نیز نگرشی که آنها نسبت به نقش و جایگاه جاري کشور خود به عرصه
جهانی دارند ارتباط پیدا می کند. دومین رابطه، معطوف به تصاویر و برداشت هایی که نخبگان علمی و سیاسی و حتی عامه مردم، نسبت به سایر
ملت ها، کشورها و سایر بازیگران عرصه سیاست خارجی مانند نهادهاي بین المللی در پس ذهن خود می پرورانند و در نهایت، سومین مورد
فرهنگی، عادات و ایستارها و طرز تلقی ها نسبت به حل مشکلات به طور اعم و برخورد با اختلافات و منازعات بین المللی به طور اخص
می باشد. بنابراین موارد فوق، حاکی از چگونگی ارتباط انگاره هاي فرهنگی با سیاست خارجی کشورهاست که به نظر می رسد دیپلمات ها و
سیاست مداران هوش مند به این ساحت از چهره قدرت، یعنی قدرت فرهنگی و نقش آنها در شکل دادن به ادراك ها و برداشت ها توجه خاصی
دارند. در بسیاري از موارد، الگوهاي رفتاري دولت ها که از طریق سیاست خارجی در سیاست بین الملل تجلی می یابد. با توجه به مختصات و
ویژگی هاي هنجاري و فرهنگی و با در نظر گرفتن میزان برخورداري از

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
  • آموزش هک و نرم افزار هک
  • ردیاب خودرو

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان وبلاگی برای همه! و آدرس mohamadtaher.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.